تبليغاتX
پرواز نو


پرواز نو

آخرین زخمه به جان و تن تاری غمگین

آخرین فرصت فریاد سواری غمگین

آخرین ثانیه ها منتظر پاییزند

درتب و تاب رسیدن به قراری غمگین

هفتمین روز همین فصل ترک خواهم خورد

خویش را میشکنم مثل اناری غمگین

آسمان وارث چشمانم اگر شد خوب است

تاشود ابرو زند دست به کاری غمگین

زندگی حس بدی نیست ولی میشکند

مردی از جنس دل آینه اری غمگین

خودمان مسئله داریم که بد می بینیم

ورنه پاییزبهاریست بهاری غمگین

 

ناصرحامدی
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 0:20 توسط الهام هنرور|

دوباره لحظه تردید،شک،خدا یا من؟

شروع وسوسه،گندم،به هق هق افتادن

شروع اول یک عشق،بی مقدمه،ساده

دوباره آتش و چشمی که میشود روشن

وگرگرفته وجودی که ساده عاشق شد

وطرح قرمزسیب است روی پیراهن

خدای قصه کجای سکوت جا دارد؟

کجای گریه ی گندم؟ سکوت یا شیون؟

سکون تلخ و سیاهی است در غزل جاری

چقدر حس غریبی است چون خدا بودن

وچشم خیس دوعاشق که درغزل تر شد

شنیدن کلماتی عجیب،جان دادن:

خدای خستگی ات را رها کن ای عاشق

تو بیت اول شعری ادامه اش با من

 

الهام هنرور

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 0:20 توسط الهام هنرور| |

سلام

اگرچه خیلی مونده تا نوزدهم ولی میگم  نوزدهم تولدشه اگه گفتید کی؟

خوب وبلاگم رو میگم دیگه تازه یک ساله شده به این زودی یک سال گذشت

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 2:52 توسط الهام هنرور|

سلام

هرچند میدونم که خیلی خوب کار نکردم ولی رباعی هم عالمی داره واسه خودش... شعرارو بخونیین

میدونم که خیلی نقد داره پس منتظر نظرات همه شما عزیزان هستم

 

 

1

بی باغچه ها عاشق گلدان هستند

درباغچه های لحظه مهمان هستند

درگیرترکهای زمین خشکند

چندیست که معتقد به باران هستند

 

 

2

یک روزمرا به آسمان بسپارید

به برج هزارفوت نان بسپارید

من خاطره ی زخمی یک سربازم

پس کاش مرابه پادگان بسپارید

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 1:5 توسط الهام هنرور| |

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 3:32 توسط الهام هنرور| |

شاعر!تومی خواهی دلت آزاد باشد

زیباترین شعرت پر از فریاد باشد

می خواهی آهنگ غریب شادی تو

در شعر های ساده بی ایراد باشد

هی می نشینی رو به رویت دفتر شعر

این بار باید شعرهایت شاد باشد

این تازه آغاز سکوت ساده ی توست

لحن تو باید با غزل همزاد باشد

حس می کنی کم کم سکوت واژه ها را

وقتی اصالت در غزل فریاد باشد

مصرع به مصرع در خودت جان می سپاری

یادت به قلبی که از تپش افتاد باشد

یادت بماند قول دادی پیش از اینها

این آخرین شعرت به دست باد باشد

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 0:34 توسط الهام هنرور| |

ازچشم های خیس شما خسته تر منم

می سوزم و به لطف شما گرچه روشنم

حسی شبیه لرزه به جانم می افتدو

دل از نفس نفس زدنی پوچ می کنم

اما درست وقت شکستن رهاشدن

وقتی که خوانده می شود آواز رفتنم

چیزی شبیه منطق تزیینی غزل

تکرار میشود که هنوز اهل ماندنم

اما قسم به اشک شما پشت شیشه ها

دیگر به سیم آخر این شعر می زنم

لعنت به هرچه منی که غزل نوشت

لعنت به هرچه شب و شعر و شیونم

آرام میروم که فراموشتان بشود

الهام شب زده ی همه ی شعرها منم

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 0:48 توسط الهام هنرور| |

دستی مرااز کوچه های خیس رد می کرد

شب با نگاهش شعرهایم  را لگد می کرد

در گوش من  پیچید آهنگ  لا الله …نه!

کم کم خیالم داشت احساسات بد می کرد

قلبم  تمام  لحظه ها را در خودش گم شد

پس لرزه های روبه رفتن راعددمی کرد

در کوچه ها گم شد صدای ناله ها در باد

من روی دست کوچه هاهی جزرومد می کرد

فریاد هایم بیصدا بود و سکوتی تلخ-

راه مرا تا چشم های خسته سد می کرد

من را میان حسرت و کافور جا دادند

احساس تلخی که مرا شکل جسد میکرد

حالاصدای شیون و جیغ و... دلم لرزید

من را جدا از شعرها سنگ لحد میکرد

سیلی زدم خود را نفهمیدم کجا بودم

خوابی تمام خاطراتم را رصد می کرد

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 0:26 توسط الهام هنرور| |

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 1:29 توسط الهام هنرور| |

سلام

تقریبا چند ماهی میشه که با اسم   شبگرد تنها   جسارت کردم و

وارد دنیای شاعران شدم ولی الان شبگرد تنها را کوچیدم و به همون

پروازنو  اکتفا می کنم ضمن عرض شرمندگی از دوستانی که لطف کردن

و منو با اسم شبگرد تنها لینک کردن می خواستم بگم اگه زحمتی نیست

تغییرات اعمال شود

منتظر نظرات سازنده شما دوستان گرامی هستم

جمعه خوبی رو براتون آرزو می کنم سر نماز واسه ظهور آقا امام زمان هم دعا

کنید 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:43 توسط الهام هنرور| |

سلام بالاخره پس ازمدتها به روز شدم و...

 

اینجا منم من چوبی با یک کت و کلا

دارم مرور می کنم اینجا خودم،تو را

تو اولین کسی که به من عاشقانه گفت

هرگز نبوده از من و از خاطرم جدا

تو اولین پرنده ی عاشق که رو به من

و بی خیال مزرعه،حرف پرنده ها

خیره شدی به چشم پر ازکوچ روشنیم

با آن نگاه آینه وارت پر از حیا

از خواب های زخمی من آسمان گذشت

پرشد هوای سینه ز عشق پرنده ها

حالاتو تک پرنده ی قلبم شدی و من

تنها مترسکی که تو را می کنم دعا

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 0:42 توسط الهام هنرور| |

آمد به زبان آیه ی باران آورد

درسفره ی خالی دلش نان آورد

درکوچه ی خلوتش محبت کم بود

گل های سپیدوعطر ریحان آورد

تا قاب امید پنجره تنها شد

از باغ دلش غنچه و گلدان آورد

پاشید به روی کوچه عطری تازه

یک خاطرخوش،نگاه خندان آورد

عاشق شده بودو آسمان می دانست

آخربه صدای عشق ایمان آورد

نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 0:52 توسط الهام هنرور| |

تولد تولد تولدم مبارک

یکشنبه همین هفته وارد یه دنیای جدید میشم

باورم نمیشه به این زودی یک سال گذشت

ومن ۱۷ ساله شدم

نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 0:45 توسط الهام هنرور| |

سلام

تقریبا۱۵ ساعت دیگه سال تحویله.بیایید به هم قول بدیم به یاد همه

مریضا باشیم و واسه سلامتی شون دعا کنیم بیایید به یاد کسایی

باشیم که یه روزی یه سالی سال تحویلی کنارشون بودیم و حالا دیگه

نداریمشون اگه گوشه قلبتون از کسی ناراحت هستین حلالش کنیدو

از خدا واسش یه دنیا شادمانی بخواید

امیدوارم که جسارت نکرده باشم سالی پراز موفقیت رو براتون آرزومندم

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 0:27 توسط الهام هنرور| |

سلام این بار با یه شعری که خیلی وقت پیش کار کردم به روز

شدم اگر کمی و کاستی داره ...

 

دیشب اینجا بغض من بود و سکوت و بی کسی

لحظه های پرزماتم غصه و دلواپسی

 

خاطراتم را غزل میکردم و معنا نداشت

ذره ای از شادی و مهر و صفا یکجا نداشت

 

کم کم از هر خاطره چشمان من باران گرفت

ای خدا پس عمر خوشبختی کجا پایان گرفت؟

 

از تو می پرسم خدایا زندگی یعنی همین؟

دردو غصه بغض و ماتم گریه های اینچنین؟

 

زندگی یعنی که دنیا با تو نامردی کند؟

با نگاه گرم و گیرای دلت سردی کند؟

 

من فقط از تو کمی عشق و تفاهم خواستم

در کنار بغض هایم عطر گندم خواستم

 

یاد آن روزی که من هم آسمانی داشتم

از خودم از شادی قلبم غزل می کاشتم

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 0:45 توسط الهام هنرور| |


Design By : Night Skin